از دیر زمان تا کنون افراد بسیاری به تاسیس سوپرمارکتهای بزرگ مشغولند.

دغدغه این انسان های فکور این است که بدانند درآمد سوپرمارکت چقدره و از چه طریق می توانند به درآمد های بالا دست یابند.

تقسیم‌بندی بازاری که امروز می‌بینیم، ناشی از جنبش تنزیل است که در دهه 1980 تقویت شد.

در آن دهه فروش سوپرمارکتها به اوج رسید و افراد در صدد این برآمدند که با تاسیس فروشگاه های متعدد کسب درآمد کنند.

محدوده متوسط شروع به ناپدید شدن کرد، البته به آرامی، زیرا فروشگاه‌های اصلی «بالا تر» شدند و فروشگاه‌های ارزان قیمت بیشتر به سمت یک مدل انبار حرکت کردند که یادآور سوپرمارکت‌های اولیه دهه 1930 بود.

بسیاری از زنجیره‌ها در هر دو انتهای طیف، اغلب با نام‌های مختلف کار می‌کردند.

سوپرمارکت

دیگران یک سر بازار را به طور کامل حذف کردند، مانند هریس تیتر در کارولینای شمالی، که به طور کامل تخفیف را کنار گذاشت.

ظهور مجدد سوپراستورها که شامل کالاهای عمومی و مواد غذایی زیر یک سقف بودند، این روند را تسریع کرد.

بسیاری از این فروشگاه ها در اوایل دهه 1960 افتتاح شده بودند که برخی از آنها توسط خود خواربارفروشان زنجیره ای اداره می شدند.

روند بزرگ دیگر در این مدت به سمت ادغام و خریدهای اهرمی بود.

این تقریباً تمام زنجیره های اصلی را تحت تأثیر قرار داد. A&P به منافع آلمان فروخته شد.

Safeway در سال 1987 برای جلوگیری از تصرف خصمانه خود را خصوصی کرد و نیمی از دامنه جغرافیایی خود را در این فرآیند از دست داد.

کروگر در سال 1988 به همین دلایل تا حدودی لاغر شد، در حالی که Lucky در همان سال توسط American Stores خریداری شد.

دور دیگری از ادغام ها در دهه 1990 فروشگاه های آمریکایی را در دست آلبرتسون ها قرار داد، Safeway را با بسیاری از قلمرو سابق خود دوباره متحد کرد و حضور کروگر در ساحل غربی را به شدت افزایش داد و این سه زنجیره را به همراه والمارت به بازیگران مسلط در صنعت تبدیل کرد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *